X
تبلیغات
بهداشت و ارتقاء سلامتی

بهداشت و ارتقاء سلامتی

آموزش بهداشت

تئوری ها و مدلهای آموزش بهداشت

تئوريها و مدلها در آموزش بهداشت

بعنوان يک قسمت از هر برنامه ضروري است تا عوامل چندگانه‌اي را که روي رفتار تاثير دارند مشخص کنيم. اين عوامل بر حسب اينکه داراي تاثيرگذاري مستقيم هستند شامل: الف) فردي (يا درون شخصي) ب) بين شخصي ج) جامعه  مي باشند. بر پايه اين سه مقوله مدلها و تئوريهايي که در زمينه آموزش بهداشت از 20- 30 سال پيش بوضوح بيان شده‌اند.

مدل اعتقاد بهداشتي

مدل اعتقاد بهداشتي يکي از نخستين مدلهايي بود که براي برطرف کردن مشکلات بهداشتي، تئوريهايي را از علوم رفتاري وارد حيطه بهداشت کرد. اين مدل ابتدا توسط گروهي از روانشناسان در سال 1950 براي کمک به توضيح اين مسئله که چرا مردم از خدمات بهداشتي مانند آزمون x-ray قفسه سينه براي غربالگري سل و ايمن سازي بر عليه آبله  استفاده نمي‌کنند؟ بکار رفت. اين تحقيقات نشان داد که مردم از بيماري مي‌ترسند و درجه ترس يا همان تهديد درک شده مردم را براي انجام اعمال بهداشتي ترغيب مي‌کند. مفاهيم اساسي که در مدل اعتقاد بهداشتي وجود دارند عبارتند از: 1) حساسيت درک شده: عقيده شخص در مورد شانس ابتلا به شرايط خاص 2) شدت درک شده: عقيده شخص در مورد اينکه وخامت و شدت اوضاع در چه حد است؟ 3) مزاياي درک شده: تصور شخص از اينکه بعضي از کارهايي که براي پيشگيري از بيماري انجام مي‌دهد تا چه حد موثر واقع مي شوند؟ 4) موانع درک شده: هزينه هاي اقتصادي و موانع رواني اعمال توصيه شده براي پيشگيري بسيار در اتخاذ اعمال پيشگيري موثر هستند 5) راهنما براي انجام عمل : اينها عمدتاً رويدادهايي دروني يا خارجي هستند که آمادگي فرد را براي عمل و تحريک رفتار معين مي کنند.  نمونه هاي استراتژيهاي خارجي براي تحريک آمادگي عبارتند از رسانه هاي گروهي و مشاوره فرد با فرد هستند6) مفهوم ديگر که در سال 1988 براي ارضاي بهتر و برخورد مناسب‌تر با مشکلات بهداشتي مانند پرخوري، سيگار کشيدن و عدم تحرک اضافه شد، خود کارآمدي است. خود کارآمدي مفهومي است که نخست توسط آلبرت بندورا در تئوري شناخت اجتماعي يا يادگيري اجتماعي بکار رفت و به اطمينان شخص به توانايي‌اش براي انجام موفقيت‌آميز کارهايش، اشاره مي کند.  

مدل اعتقاد بهداشتي جهت توسعه پيامهايي استفاده شد که مردم را براي اتخاذ تصميم درست ترغيب نمايد. در واقع اين مدل کمک مي کند تا رفتارها را بشناسيم، نقاطي که بايستي تغيير رفتاري داده شود را شناسايي کنيم و تصميم گيري را آسان سازيم. اين مدل براي تغيير رفتار در زمينه بيماريهايي مانند پرفشاري خون، اختلالات تغذيه اي، قرص هاي پيشگيري از حاملگي و خودآزمايي پستان کاربرد دارد..

بهرحال دو ضعف اصلي در مدل HBM وجود دارد که عبارتند از 1) موانع بهداشتي با ساير عقايد و نگرشهاي فرد و افراد محيط پيرامونش در رقابت هستند 2) تحقيقات دهه اخير در زمينه روانشناسي اجتماعي نشان داده که روند شکل گيري عقايد هميشه هم مقدم بر تغيير رفتار نمي باشد در حقيقت شکل گيري عقايد ممکن است پس از تغيير رفتار رخ بدهد. پس از ارائه مدل اوليه در سال 1950 در سال 1966 توسط روزن استوک مدل رسمي اعتقاد بهداشتي ارائه گرديد. در سال 1974 بيکر و مايمن اين مدل را تکميل نموده و تاکنون در دنيا بر اساس اين مدل عمل مي کنند. اين مدل عمدتا بر پيشگيري از بيماريها و رفتارهاي اتخاذ شده براي اجتناب از زنجيره ناخوشي ها و بيماري ها متمرکز است. اجزاي اصلي مدل HBM از تئوري روانشناسي و رفتار حاصل شده است. بر اساس اين تئوري رفتار انسان به دو متغير بستگي دارد:

الف) ارزشي که توسط شخص بر روي يک هدف نهاده مي شود که به تئوري انتظار ارزش مشهور است يعني فرد وقتي رفتارش را تغيير مي دهد که به اين نتيجه رسيده باشد که انجام رفتار براي او سود داشته باشد. ب) تخمين فرد از احتمال اجراي رفتاري است که باعث دست يافتن به هدف مورد نظر مي شود. در کل بر اساس اين تئوري تغيير در اعتقاد لازمه تغيير رفتار است.

از محدوديتهاي مدل اعتقاد بهداشتي اين است که سوالات مختلف در مطالعات متفاوت براي تعيين عقايد يکسان بکار مي رود در نتيجه هم طراحي آزمونها مناسب براي مدل اعتقاد بهداشتي و هم براي مقايسه نتايج مشکلات متعددي پيش روي ماست. مشکل ديگر آنکه عوامل ديگري بجزء اعتقادات بهداشتي نيز بر رفتار بهداشتي تاثير مي گذارند که فرهنگ، موقعيت هاي اجتماعي و اقتصادي و تجارب قبلي از آن جمله هستند.

مدل اعتقاد بهداشتي غالبا براي تفسير پاسخهاي افرادي که در معرض خطر بيماري هستند ولي علايم بيماري را تجربه نکردند و افرادي را که با وجود اينکه از خطرات بيماري آگاهي دارند ولي براي کاهش آن کاري نمي کنند، مناسب است. روزن استک، لونتال، هوچ بان و کگلاس توجهشان بر افزايش استفاده از خدمات پيشگيري کننده مانند غربالگري و ايمن سازي بود. آنها پذيرفته بودند که مردم از بيماريها مي ترسند و اعمال بهداشتي در ارتباط با درجه ترس برانگيخته مي شد(تهديد درک شده) و اعمال کاهش باقوه ترس انتظار مي رفت بشرطي که آن پتانسيل از موانع کاربردي و روانشناسي براي اقدام سنگين تر بود(منافع).

خود-سودمندي يا خود کارداني که همان اعتماد به نفس در فرد و توانايي اجراي موفق عمل مي باشد و در سال1988 براي برخورد مناسب اين الگو با چالشها و تغيير رفتارهاي عادتي غير بهداشتي مانند کم تحرکي، سيگار کشيدن يا پرخوري اضافه شد. در نهايت بيشترين کاربرد اميدبخش مدل اعتقاد بهداشتي براي کمک به توسعه پيامدهايي است که افراد را براي تصميم گيري بهداشتي ترغيب مي کنند.

مدل مراحل تغيير :

اين مدل در سال 1979 توسط پروچاسکا بنا نهاده شد. در سال 1980 پروچاسکا و ديکلمنته مدلي را با محورهاي اصلي آمادگي يک فرد براي تغيير، تلاش براي دگرگوني و پيشرفت بسوي رفتار سالم معرفي نمودند. مراحل مدل اينها از تحقيق در باب مسئله ترک سيگار و درمان اعتياد الکل و مواد مخدر منتج شد و در سالهاي اخير براي حل ساير معضلات بهداشتي مانند تغييرات تغذيه اي نيز بکار رفت. به تغيير در رفتار بعنوان فرايند نه يک حادثه نگريسته مي شود که فرد در سطوح مختلف انگيزه و آمادگي براي تغييرات قرار دارد. از آنجاييکه مردم در نقاط مختلف اين فرايند هستند مداخلات برنامه ريزي شده بايستي با هر مرحله منطبق باشند. شش مرحله که در اين مدل تعريف شده است عبارتند از: 1) مرحله قبل از تفکر- شخص از مشکل آگاه نيست و يا بطور جدي در مورد مسئله بهداشتي فکر نکرده است. 2) مرحله تفکر- شخص بطور جدي در مورد مسئله حادث شده فکر مي کند.3) مرحله آمادگي يا قصد- شخص برنامه براي عمل دارد و آخرين انطباق‌ها را قبل از تغيير رفتار صورت مي دهد 4) مرحله عمل- شخص برنامه عملياتي ويژه‌اي را براي اصلاح رفتار و محيطش انجام مي‌دهد. 5) مرحله ماندگاري- فرد رفتار مورد علاقه و جايگزين شده جديد را ادامه مي‌دهد (مراحل توصيه شده بطور دوره‌اي براي جلوگيري از عود رفتار ناسازگار تکرار مي‌شوند). 6) مرحله نهايي- فرد هيچ تلاشي و هيچ مقاومتي براي عود رفتار نادرست انجام نمي‌دهد. در عود شخص به رفتار سابقش رجوع مي‌کند و عود مي‌تواند در هر کدام از مراحل عمل و ماندگاري رفتار اتفاق بيافتد. اين مدل بيشتر از آنکه مدلي خطي باشد، مدلي دوار و چرخشي است. در حقيقت در طول اين سيکل دايره‌اي فرد ممکن است در هر کدام از مراحل تفکر، قصد، عمل، عود و بازگشت مجدد به مدل قبل از آنکه به مرحله نهايي برسد از مدل خارج گردد.

مدل قصد رفتاري

اين مدل توسط فيش بين در سال 1967 پيشنهاد شد و آجزن در سال 1975 کامل شد و بعنوان مدل رسمي در آموزش بهداشت ارائه شد. اين مدل بر اساس تئوري عمل منطقي و تئوري انتظار ارزش استوار است. بر اساس اين تئوري فرد وقتي رفتاري را از خود بروز مي دهد که براي او سودآور باشد. هدف نهايي اين مدل پيش بيني رفتار است و فرض بر اين است که قصد رفتاري تعيين کننده مستقيم رفتار است و بقيه عوامل غير مستقيم روي رفتار تاثير مي گذارند. ولي بايد دانست که قصد لازمه رفتار است وليکن براي انجام رفتار هميشه کافي نيست و همواره رابطه قطعي و صددرصدي بين رفتار و قصد نيست. قصد حاصل دو عامل است: الف) نگرش نسبت به رفتار که همان ارزشيابي منفي يا مثبت در مورد انجام يک رفتار است. اعتقاد درباره نتيجه رفتار و ارزيابي از نتايج شکل دهنده نگرشها هستند. اعتقادات زيربناي نگرش بوده و براي يک رفتار ابتدا، ارزشيابي مثبت يا منفي از نتيجه کار بعمل آورده و سپس نسبت به انجام آن اعتقاد مثبت يا منفي پيدا مي کند. ب) نرمهاي انتزاعي يا فشارهاي اجتماعي: افراد در جامعه تحت تاثير اطرافيان، کارکنان بهداشتي، رهبران مذهبي و غيره هستند و مجبورند خواست خود را بر مبناي نظر ديگران استوار کنند. تغيير نگرش مردم از باورهاي غلط بهداشتي با توجه به سطح سواد و فرهنگ، آموزش دهندگان را با مشکلات فراواني روبرو مي کند. بر عکس استفاده از فشارهاي اجتماعي افرا ذينفوذ و مورد اعتقاد نظير رهبران مذهبي و سياسي، ريش سفيدان و کارکنان بهداشتي و غيره در اتخاذ رفتار بهداشتي در کشورهاي جهان سوم از اهميت زيادي برخوردار است.

مدل پرسيد

اين مدل توسط لارنس گرين و مارشال کروتر در سال 1980 بعنوان فرايندي که براي تغيير رفتار استفاده مي‌شود، ارائه شد. هر يک از حروف اين مدل معرف کلمه‌اي هستند که مجموعا تشکيل دهنده نام اين مدل مي‌باشند و به ترتيب عبارتند از:

1-                مستعد کننده (P=predisposing)

2-                تقويت کننده(R=reinforcing

3-                قادر سازنده(E=enabling)

4-                علتها و موجبات ايجاد توانايي(C=causes)

5-                آموزشي(E=educational)

6-                 تشخيصي(D=diagnosis)

7-                ارزشيابي(E=evaluation)

در مدل پرسيد نتيجه احتمالي يک برنامه آموزشي را پيش بيني کرده و منظر آتي اجراي يک برنامه را مشاهده مي کنيم. بر اين اساس در اين مدل از کل به جزء و از انتها به ابتدا برنامه ريزي مي کنيم. مدل پرسيد مدلي راهنما براي تجزيه و تحليل مسائل و مشکلات بهداشتي يا رفتارهاي بهداشتي است و عوامل موثر بر وضع سلامت افراد را مشخص کرده و به برننامه ريزان در راه رسيدن به اهداف برنامه کمک مي کند و بر دو جزء مداخله و ارزشيابي تاکيد مي کند. الگوي پرسيد جهت طراحي برنامه آموزش بهداشت گروههاي هدف و برنامه هاي بازآموزي پرسنل بهداشتي مناسب است و بر اساس علومي نظير اپيدميولوژي، علوم رفتاري، اجتماعي، مديريت و آموزش بنا شده است. در اين مدل براي رسدن به هدف طراحي مناسب برنامه آموزش بهداشت بايد از نه مرحله عبور کنيم و بنابراين شناخت نتيجه و اينکه چه مي خواهيم بسيار مهم است. در اين مدل به علل ريشه اي مسائل پرداخت و بر مبناي آن برنامه ريزي نمود، از اين رو کار کردن با اين مدل را به حل يک معما تشبيه کرده اند.

مرحله اول : تشخيص اجتماعي يا ارزيابي کيفيت زندگي.

 در اين مرحله بر اساس ارزيابي برخي مشکلات عمومي مانند مسايل مربوط به کارکنان، کليه اقشار اجتماع و غيره به بررسي کيفيت زندگي مردم و اجتماع مي پردازيم. شاخص اجتماعي نظير رفاه، بيکاري، مشکلات محيط زيست، علل مرگ،... و کلا مسايل بهداشتي موثر بر کيفيت زندگي مردم در اين مرحله بررسي مي‌شود. در اين مرحله اولين وظيفه طراح اين است که بفهمد مشکلات اجتماعي چه هستند و چه تاثيري بر سلامتي دارند؟ اصولا هدف از برنامه هاي بهداشتي در نهايت ارتقاء کيفيت زندگي است، مشکلات و کيفيت زندگي روي هم اثر متقابل دارند.

متخصصان مددکاري درصدد ارتقاء کيفيت زندگي هستند الزاما روي مشکلات بهداشتي نيز تاثير خواهد گذاشت و متخصصان آموزش بهداشت درصدد هستند تا با حل مشکلات بهداشتي کيفيت زندگي را بالا ببرند. براي شروع برنامه ريزي بايد به بررسي کيفيت زندگي جمعيت مورد بررسي پرداخت. کيفيت زندگي از دو طريق مورد بررسي قرار مي گيرد: الف) عواملي که بر کيفيت زندگي تاثير مي گذارند و به صورت آمار و ارقام قابل بيان هستند مانند درصد بيکاري، ميزان سواد ب) با پرسش از جمعيت مورد مطالعه مي توان به عواملي که به نظر آنها مانعي در راه ارتقاء کيفيت زندگي شان است پي برد. اين کار از طريق پرسشنامه و بحث گروهي مي تواند انجام گيرد.

مرحله دوم: تشخيص اپيدميولوژيکي،

 شناخت مسائل بهداشتي که در ايجاد مشکلات اجتماعي دخالت دارند و مستقيما به سلامتي ارتباط پيدا مي کنند شناسايي و تعيين نمود. بايستي يکسري اطلاعات اپيدميولوژيک مربوط به مسايل بهداشتي را پيدا نمود مانند:

أ‌) يکسري آمار و ارقام و اطلاعات مانند بروز و شيوع

ب‌) اطلاعات اتيولوژيک

ت‌) اطلاعات حاصل از نتايج تحقيقات و بررسي‌هاي سازمان‌ها و آژانس‌هايي که در زمينه بهداشت در جامعه فعال هستند.

متخصص آموزش بهداشت با استفاده از اين شاخص ها شدت و توزيع مسائل بهداشتي براي جمعيت هدف را تعيين کرده، مسائل بهداشتي را اولويت بندي نموده و با توجه به امکانات، مسايلي که اولويت بيشتري دارند را انتخاب مي نمايند. در هر جامعه اي با توجه به فرهنگ و سياستهاي حاکم بايستي عوامل غير بهداشتي موثر بر سلامت مردم را شناخت و برنامه ريزي آموزش بهداشت بر اساس آن صورت گيرد. بنابراين در اين مرحله دو مورد را بايد در نظر گرفت: الف) مشکلات مهم بهداشتي که در ايجاد مشکلات اجتماعي دخالت دارند و نهايتا بر کيفيت زندگي موثرند ب) عوامل غير بهداشتي مانند شغل، عوامل محيطي و غيره.

مرحله سوم: تشخيص رفتاري

تشخيص و طبقه بندي رفتارها بر اساس اهميت مسايل بهداشتي مورد نظر با تاکيد بر روي علل رفتار و تشخيص رفتار است يعني تعيين و تشخيص رفتارهايي که با مشکل بهداشتي مورد نظر ارتباط داشته واولويت بيشتري براي حل کردن دارند. در اين مرحله در نظر گرفتن دو عامل يا علت مهم است: الف) عوامل رفتاري که آن دسته عوامل يا رفتارهايي هستند که روي سلامتي و وضع بهداشت در جامعه تاثير گذارند. شاخص هاي رفتاري مطرح شده در اين مدل عبارتند از: اولا استفاده از خدمات بهداشتي؛ آيا افراد از منابع و امکانات بهداشتي استفاده مي کنند يا خير، مثلا واکسيناسيون مي کنند يا خير؟ ميزان استفاده از خدمات چقدر است؟ ثانيا، شناخت اعمال پيشگيرانه که هم به خود مراقبتي و هم به ميزان اطاعت و قبول در جامعه مربوط است. ب) عوامل غير رفتاري که منظور عواملي هستند که به رفتار خود فرد مربوط نمي شوند يعني بوسيله رفتار کنترل نمي شوند مانند عوامل محيطي من جمله آب و هوا، محل کار، محل سکونت همچنين عوامل شخصي مانند سن، جنس، مسايل ژنتيکي و عوامل اقتصادي يا تکنولوژيکي مثل ارايه صحيح خدمات بهداشتي و امکانات موجود مناسب.

در مدل پرسيد متاسفانه به عوامل غير رفتاري توجه نمي شود. ترتيب انجام کارها در اين مرحله عبارتند از:

الف) وابستگي علت ومعلولي را که بين رفتار و سلامت وجود دارد مشخص کنيم

ب) هدفهاي رفتاري را معين نماييم

ج) بر اساس اهداف رفتاري، روشهاي خود را تعيين کنيم. البته علاوه بر عوامل رفتاري علل غير رفتاري ني بايستي مورد بررسي قرار گيرند. عوامل مذکور مويد اين موضوع هستند که آموزشگر بهداشت صرفا نبايد فرد آموزش گيرنده را مورد نظر قرار دهد و او را سرزنش کند بلکه مي بايستي عوامل غير رفتاري موثر بر سلامتي را نيز مورد توجه قرار دهد. آموزش دهنده بايد آنها را بشناسد تا آگاهانه محدوديتهاي اجتماعي را شناخته و برنامه ريزي خود را با توجه به اين عوامل انجام دهد. بنابراين در مرحله تشخيص رفتاري مراحل زير بايد در نظر گرفته شود:

1-    افتراق بين علل رفتاري و غير رفتاري مشکلات بهداشتي

2-  تهيه فهرستي از عوامل رفتاري: مراقبت از خود، رفتارهاي پيشگيري

3-  رتبه بندي رفتار بر اساس اهميت: تعيين اهميت رفتارها، حذف رفتارهاي کم اهميت از فهرست.

4- تعيين رفتارهاي قابل تغيير  و سخت قابل تغيير که رفتارهاي قابل تغيير در اولوت هستند.

5- انتخاب رفتارهاي هدف

مرحله چهارم: شناخت عوامل بالقوه موثر در رفتار بهداشتي

اين مرحله ضروري ترين قسمت مدل پرسيد است که براي آموزش و تغيير رفتار مورد استفاده قرار مي گيرد. بر اساس تحقيقاتي که انجام شده به اين نتيجه رسيده اند که سه عامل بالقوه بر روي رفتار بهداشتي اثر دارند که عبارتند از:

1-    عامل مستعد کننده: عواملي هستند که انگيزه يا دليل اساسي را براي رفتار فراهم مي کنند و بعنوان مزيت فردي محسوب مي شوند. اين عوامل شامل معلومات، نگرشها، دانش و برخي از عوامل دموگرافيک نظير سن، جنس، وضعيت اقتصادي-اجتماعي مي باشند. اينها در فرد انگيزه ايجاد مي کنند و همچنين در القاء نگرش مثبت و منفي موثرند.

2-    عامل قادرکننده عواملي هستند که يک خواسته يا آرزوي فرد، شناخته شده و به حد نهايي درآيد. مهارتهاي شخصي و منابع در اين طبقه بندي جاي مي گيرند. اين عوامل گاهي بصورت مانع هستند مانند امکانات محدود شده، نداشتن اطلاعات جهت انجام رفتار و نداشتن پول و وقت.

3-    عامل تقويت کننده: عواملي که پاداشهاي مستمر يا تنبيهي را براي انجام يک رفتار فراهم مي کنند؛ مربوط به عکس العملي است که اطرافيان در مورد انجام يک رفتار توسط فرد نشان مي دهند. عوامل حمايت کننده يا تنبيه کننده شامل خانواده، همسالان، معلمين، فراهم کنندگان بهداشت هستند.

انجام يک رفتار حاصل جمع عوامل فوق هستند و اگر در مورد يک گروه آموزشي تنها از عامل دانش بدون توجه به عوامل قادر سازنده و تقويت کننده استفاده نماييم مطئنا برنامه آموزش بهداشت با مشکل و حتي شکست روبرو خواهد شد. در فرايند انتخاب عوامل فوق الذکر سه مرحله اساسي وجود دارد که عبارتند از: الف) تعيين کردن و دسته بندي فاکتورهاي مورد نياز براي تغيير رفتار، ب) تعيين اولويت از ميان دسته بنديها، ج) اجراي اولويتها

مرحله پنجم: تشخيص آموزشي(تعيين روش و مواد)

در اين مرحله برنامه ريز به تشخيص و تصميم در مورد ايم مسئله مي پردازد که کدام يک از سه عامل مستعد کننده، قادر سازنده و تقويت کننده داراي اهميت بيشتري است تا در برنامه ريزي آموزشي روي آن تاکيد بيشتري شود. مرحله 4 و 5 با هم مطرح مي شون و در واقع اين دو مرحله تشخيص آموزشي هستند. در مدل پرسيد بايستي کليه هدفها را ريز به ريز مشخص نموده و از مطرح کردن هدف بطور کلي پرهيز نمود.

مرحله ششم: تشخيص مديريتي و اجرايي

اين مرحله همان آموزش بهداشت است  و وظيفه آن تعيين نوع دخالتي است که متخصص آموزش بهداشت جهت ايجاد تغيير رفتاري مي بايد انجام دهد. تعيين بودجه که روشي براي برآورد منابع لازم براي تحقق اهداف برنامه بصورت ايده آل است و همچنين فعاليتهايي مانند بررسي کارکنان مورد نياز و تعداد آنان که مهمترين اقدام ارزيابي بودجه در مورد پرسنل مي باشد و تعيين مهارتهايي که افراد آموزش ديده بايد کسب کنند، تعيين مواد مورد نياز و تخمين مدت زمان اجراي برنامه در اين قسمت جاي دارند. در اين مرحله ظرفيت ها و منابع مديريتي و اجرايي براي تنظيم و اجراي يک برنامه درسي بررسي ميشوند.

مرحله هفتم: ارزشيابي

براي اينکه ببينيم برنامه به هدف خودش رسيده يا نه و آيا تغيير رفتاري مدنظر ايجاد شده بايستي ازشيابي نماييم. برنامه بايد دائما ارزشيابي شده تا در صورت لزوم تغييرات لازم ايجاد گردد. ارزيابي در سه سطح اجرا مي گردد:

الف) ارزشيابي جريان برنامه(فرايند) که روند انجام مراحل مختلف برنامه با استانداردهاي مشخص شده مقايسه مي گردد. تشخيص زودرس و به موقع مشکلات اجرايي باعث مي شود که مديران برنامه مشکلات را قبل از گسترده شدن برنامه اصلاح و کنترل نمايند که اين مستلزم انجام مطالعه مقدماتي است.

ب) ارزشيابي تاثير برنامه(ارزشيابي اثر) که روي اثرات فوري برنامه آموزشي متمرکز است . پاسخ به سوال آيا برنامه روي عوامل قادر سازنده، مستعد کننده و تقويت کننده تاثير داشته يا خير؟ در اين قسمت است و در واقع اين ارزشيابي تاثير برنامه را بر آگاهي، نگرش و عملکرد افراد ارزيابي ميکند.

ج) ارزيابي بازده برنامه(نتيجه) که بدنبال اين است که ببيند آيا برنامه در درازمدت روي ميزانهاي بروز و شيوع تاثير داشته است يا خير؟ موضوعات مورد نظر ارزشيابي شامل نشانگرهاي کيفيت زندگي و وضعيت بهداشتي هستند .

مدل بزنف

مدل بزنف از ترکيب دو مدل پرسيد و مدل قصد رفتاري بوجود آمده است اين مدل، مدلي مناسب براي بررسي نيازهاي اختصاصي آموزش بهداشت در کشورهاي در حال توسعه مي باشد. ساختار تشکيل دهنده مدل بزنف عبارتند از: رفتار، نگرش، نرمهاي انتزاعي و عوامل قادرسازي. کاربرد مدل بزنف در مطالعه رفتار و برنامه ريزي براي تغيير آن و تعيين عواملي که در تصميم گيري افراد براي انجام رفتار موثر هستند بکار گرفته مي شوند. اصلي ترين تفاوت مدل بزنف با مدل قصد رفتاري اين است که در مدل بزنف بر خلاف مدل قصد رفتاري هر قصدي الزاما منجر به رفتار نمي گردد بلکه فاکتورهاي ديگري مانند پول، مهارت، وقت، خدمات و امکانات موجود براي تحقق رفتار لازم است و براي برنامه ريزي بايستي توجه ويژه اي به اين عوامل نمود چرا که نرمهاي اجتماعي و نگرش افراد ممکن است افراد را مجبور به قصد براي رفتار نمايد ولي عوامل قادر سازنده مانع تحقق رفتار گردند. مراحل طراحي برنامه آموزش بهداشت با مدل بزنف عبارتند از:

الف)ازسود آور بودن برنامه را قبل از هرگونه سرمايه گذاري براي آن مطمئن شويد.

ب) رفتار مورد نظر کاملا تعيين شده و فاکتورهاي قادرسازي مورد نياز و امکان عملي آنها کاملا مشخص گردد.

ج) پس از حصول اطمينان از امکان دستيابي به فاکتورهاي قادرسازي، بررسي بر روي فشارهاي اجتماعي موثر بر رفتار بهداشتي انجام مي گيرد و استراتژي موثر براي حل اين فشارهاي اجتماعي طراحي مي گردد. براي مثال وقتي افراد بانفوذ محلي مانعي براي انجام واکسيناسيون يا بهداشت محيط محسوب مي گردند بهترين استراتژي درگير نمودن آنها در فعاليتها مي باشد.

د) بررسي نگرشها و اعتقادات در مدل بزنف در مرحله آخر صورت مي گيرد. بايد دانست آن قسمت از اعتقادات که در تجارب شخصي ريشه دارند بسختي قابل تغيير مي باشند و بايد دقت کرد که وجود فاکتورهاي غير قابل پيش بيني باعث ايجاد نگرش منفي در افراد مي گردد بعنوان مثال اگر طريقه واکسيناسيون به طريقي باشد که باعث کبودي و کوفتگي عضلات گردد موجب ايجاد نگرش منفي در کودکان مي گردد.

ه) تاثير عوامل جمعيتي مانند سن، جنس، آموزش، سواد، مذهب و شغل بر روي عوامل تشکيل دهنده اين مدل اهيمت فراواني دارد.

مفاهيم کليدي

زمينه

ابداع کننده

تئوري

تهديد درک شده

حساسيت درک شده

شدت درک شده

منافع و موانع اجراي عمل

راهنما براي عمل

خودکارآمدي

روانشناسي

Godfrey,

Hochban,

Irwin,

Rosenstock.

1950

مدل اعتقاد بهداشتي

Health bealif model

شناخت

تضاد و تعارض

هماهنگي

ناهماهنگي

ترغيب و انگيزه

روانشناسي اجتماعي

Leon festinger

1957

ناهماهنگي شناختي

Cognitive dissonance

قصد رفتاري

گرايش

انتظار نتيجه

ارزيابي احتمال نتيجه

انتظارات

نرمهاي اجتماعي

عقايد نرمي

انگيزه براي عمل يا مشوقها

کنترل متصور براي رفتار

عقايد کنترل شده

کنترل رفتارهاي حقيقي

 

روانشناسي

Icek ilzen&

Martin fishbein

1969

تئوري رفتار قصدي يا برنامه ريزي شده

Reasoned/planned behavior

ارزيابي تهديد

ارزيابي قدرت فائق آمدن

شدت

آسيب پذيري

خود کارآمدي

کارايي در ارايه واکنش

روانشناسي اجتماعي

R W rogers

1975

تئوري انگيزه حفاظت

Protection motivation theory

 

تئوري / مدل

ابداع کننده

زمينه

مفاهيم کليدي

تئوري شناخت اجتماعي

Social cognitive theory

Albert bandura

1963

روانشناسي

عوامل شخصي(شناخت، احساس و بيولوژي)

رفتار

عوامل محيطي

تعيين کنندگي متقابل

رابطه سه گانه بين عوامل شخصي، رفتاري و محيط

سرمشق گيري

يادگيري نيابتي

خودکارآمدي

تئوري رفتار بين فردي

theory of Interpersonal behavior

H.C. triandis

1970

روانشناسي

شناخت ، اجتماع ، فاکتورهاي فردي ، عادت

قصدها و نيت ها ، شرايط تسهيل کننده

حمايت اجتماعي، کنترل، استرس و غلبه کردن

Caplan,

Cobb,

House,

Kahn&

Antonucci

1980

روانشناسي اجتماعي

رفتارهاي حمايتي ، حمايت عاطفي ، ارزيابي حمايت

حمايت اطلاعاتي ، حمايت ابزاري ، سرمايه اجتماعي

مواضع کنترل سلامتي

Barbara s, wallston, Kenneth a, gordan d, Kaplan, 1979

روانشناسي

انتظارات ، موضع کنترل خارجي، سلامت دروني

سلامت بيروني، موضع کنترل دروني ، سايرين بانفوذ

تقويت

Elaboration likelihood model

Richard petty& john cacioppo 1979

روانشناسي

ارتباطات ترغيب کننده ، روشهاي اصلي تشويق

مسيرهاي فرعي تشويق ، ترغيب براي پيشرفت

توانايي پيشرفت ، طبيعت فرايندهاي شناختي

تغيير ساختار شناختي ، تغيير نگرشهاي مثبت اصلي

تغيير نگرشهاي منفي اصلي ، تغيير گرايشهاي فرعي

ارائه راهنماهاي فرعي ، گرايشها

Boomrenang attitude،  مقاومت

پيش بيني محيطي

 

تئوري / مدل

ابداع کننده

زمينه

مفايهم کليدي

تئوري رشد و نمو کودکان پياژه

Jean piaget

1950

بيولوژي

مرحله حسي حرکتي (از تولد تا دو سالگي)

مرحله قبل عملياتي(2 تا 7 سالگي)

مرحله عملياتي(7 تا 11 سالگي)

مرحله عملياتي قراردادي و اصولي (11 تا 15)

Precede-proceed model

Lawrence green 1968

آموزش بهداشت

پرسيد: عوامل مستعد کننده، تقويت کننده، قادرسازنده، علتها در آموزش بهداشت، شناسايي و ارزشيابي.

پروسد؛ سياست گذاري، تنظيم قانون و سازماندهي. گسترش محيطي و ساختارهاي آموزش

  1. تشخيص اجتماعي
  2. تشخيص اپيدميولوژيک
  3. تشخيص رفتاري و محيطي
  4. تشخيص آموزشي و سازماني
  5. تشخيص اجراي و مديريتي
  6. اجرا
  7. ارزيابي فرايند
  8. ارزيابي تاثير
  9. ارزيابي نتايج

مدل مراحل تغيير

Prochaska & diclemente 1983

روانشناسي

  1. قبل تفکر
  2. تفکر
  3. تدارک و تصميم گيري
  4. انجام عمل
  5. حفظ و نگهداري

انتشار نوآوريهاي بهداشتي

Everett M.

Rogers 1962

ارتباطات

مراحل نوآوري تکنولوژيکي: آگاهي، ترغيب، تصميم ، اجرا و تاييد

ويژگيها: مزاياي نسبي، پيچيدگي، قابليت قياس، قابليت آزمون، مشاهده پذيري

گروههاي پذيرنده: نوآوران، پذيرندگان اوليه، اکثريت اوليه، اکثريت متاخر، متاخرين

قوانين: رهبران عقايد، عوامل تغيير، کمک در تغيير

مدل اتخاذ اقدام پيشگيرانه

Neil D. weinstein1988

روانشناسي

  1. عدم آگاهي از موضوع
  2. درگير نشدن با موضوع
  3. تصميم در خصوص اتخاذ عمل
  4. تصميم براي عمل نکردن
  5. انجام فعاليت
  6. نگهداري و ابقاء

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 21:46  توسط رضا شهرابادی  | 

biography of professor majid samiee

زندگینامه ی پروفسور مجید سمیعی biography of professor majid samiee

majid samiee

پروفسور مجید سمیعی در یک خانواده گیلانی در سال 1316هـ.ش در تهران متولد شد.

وی پس از اتمام دوران متوسطه در کشور در سال 1335برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. در رشته بیولوژی وپزشکی در دانشگاه ماینتس مشغول وپس ازآن دوره، دوره ی تخصصی جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع و در سال 1349 در سن 33سالگی به اخذ درجه ی تخصص در این رشته نایل آمد اودر سال 1351به درجه پروفسوری جراحی مغز واعصاب نایل شد. واز آن جا که جراحی مغز به دلیل فوق العاده پیچیده بودن آن وارتباط با اعصاب حسی و حرکتی در سایر اندام ها به خصوص صورت تاثیرداشت و انجام عمل جراحی نیز با عوارضی همراه بوده همین عامل موجب شد تا او برای رفع این نقیصه و کاهش آلام ورنج همنوعانش دست به مطالعات گسترده ای در خصوص ساختار پیچیده مغز بزند تا بلکه روشی بیابد تا هم عوارض عمل جراحی پس از مغز کاهش یابد و هم این که انسان ها به زندگی توام با سلامت باز گردند.د ر پی سلسله مطالعات و تحقیقات علمی ، نخستین جراحی میکروسکوپی مغز را در سال 1356در دنیا ابداع و به سرانجام رساند. وی اولین پزشکی بود که توانست عمل جراحی قاعده جمجمه را در دنیا ابداع کند ، که مورد توجه جراحان تراز اول دنیا قرار گرفت. هر ساله جراحان مغز دنیا در قالب کنگره علمی ، جراحی قاعده جمجمه مغز از طریق ویدئو پروژکشن شاهد آخرین دستاوردهای علمی جراحی پروفسورهستند و با استفاده از دوربین های مدار بسته به صورت مستقیم عمل جراحی وی را مشاهده و تکنیک های جدید جراحی مغز را می بینند در سال 1367کرسی جراحی مغز واعصاب هانوفر آلمان را پذیرفت وهمزمان با عنوان ریاست فدراسیون جهانی انجمن های قاعده جمجمه برگزیده شد در این سال صدراعظم آلمان به پاس خدمات وی در جراحی مغز واعصاب نشان درجه یک دولت آلمان را به وی اعطا نمود.به پیشنهاد او در شهر هانوفر آلمان بیمارستان تخصصی جراحی مغز ساخته شد که شبیه مغز انسان می باشد.و همینک محل کار اوست که در انسیتوی بین المللی دانش نورولوژی یا INI است. عالی‌ترین نشان افتخاری دولت چین نیز به پاس ? خدمت در اعتلای دانش جراحی مغز و اعصاب در هفتم مهر 1386 توسط " زنگ پی یان " معاون نخست‌وزیر چین به‌وی اعطا شد.سال گذشته طی یک عمل جراحی میکروسکوپی توسط پروفسور سمیعی در بیمارستان میلاد تهران بر روی مغز زن 40 ساله ای که تومورهای مغزی بر روی بینایی و شنوایی او اثرخطرناکی در پی داشت پروفسور موفق به عمل تومورهای مغز او شد این عمل یکی از پیچیده ترین عملیات جراحی مغز بود که توسط پروفسور و تیم جراح با موفقیت پایان یافت.در حین عمل تصاویر عمل جراحی از اتاق عمل از طریق دوربینها با وئدیو پروژکشن در سالنی در معرض دید دانشجویان وجراحان مغز و اعصاب قرار گرفت .بعد از اتمام عمل در گزارشی کوتاه که توسط یکی از خبرنگاران تهیه شده بود از پروفسور درباره ی عمل جراحی سوال شد که ایشان عمل را موفقیت آمیز اعلام کرد.سپس خبرنگار از فرزند او که همراه او بود و گویا او نیز حرفه ی پدر را می آموزد پرسید که بزرگترین درسی که از بابا آموختی چیست؟او گفت:برای اشتباه کردن یک بار هم زیاده ،هیچ اشتباهی را دوبار مرتکب نشوم.(بدین مضمون) پروفسور سمیعی 13 کتاب و بیش از 200مقاله علمی منتشر کرده که مهم ترین مرجع برای جراحان مغز واعصاب دنیاست او سابقه 8 هزار جراحی را فقط در ناحیه قاعده جمجمه به عنوان حساس‌ترین ناحیه جراحی مغز و اعصاب در کارنامه خود دارد .ایشان در آبانماه 1385به عنوان چهره ی ماندگار معرفی شد .

همینک برخی از گفته های ایشان درباره ی مغز انسان:

"مغز مرکز همه افکار و حرکات انسان است. مغز در بدن انسان نقش اصلی را بازی می کند. اگر چند دقیقه مغز نتواند با بدن همکاری کند، بدن هیچ کاری نمی تواند بکند."

"مغز از 100 میلیارد سلول تشکیل شده که شبیه هم هستند و همه به صورت زنجیره ای به هم اتصال دارند."

"وقتی انسان در طول روز برای کارهای بسیاری از سلول های مغزش استفاده می کند، سلول ها همه در حال فعالیت قرار می گیرند تا بتوانند مسائل را حل کرده و کارها را اجرا کنند. بنابراین هنگامی که از مغز کار می کشید، باید به آن استراحت هم بدهید. به همین علت در زندگی، خواب وجود دارد."

"افرادی که خسته هستند با 5 تا 10 دقیقه خواب می توانند به مغز خود استراحت دهند و به مغزشان کمک کنند تا راحت تر فکر کند."

"یکی از مسائل بسیار مهم جراحی مغز و اعصاب، حفظ اعصاب جمجمه ای است."

12 عصب در مغز وجود دارد که کار بینایی، بویایی، حرکت صورت، حرکت چشم و چیزهای دیگر را به عهده دارند که اینها همه در کیفیت زندگی انسان نقش مهمی ایفا می کنند."

"تومورهایی که در قاعده جمجمه بروز می کنند، می توانند به این اعصاب فشار آورده و به آنها آسیب بزنند."

جراحی زیر میکروسکوپ، انقلاب اول بود

در آن زمان (1966) فقط چند نفر در دنیا بودند که می‌توانستند زیر میکروسکوپ عمل کنند، به این ترتیب ما توانستیم روش جراحی جدید و نویی را به دست آوریم که با شرایط قبلی بسیار متفاوت بود و با شرایط خیلی بهتری می‌توانستیم بافت‌ها را ببینیم، چون در زیر میکروسکوپ هم نور فراوان بود و هم محیط بزرگ‌تر می‌شد و می‌توانستیم ریزه کاری‌های محل را خیلی دقیق‌تر ببینیم و توانستیم وسعت عمل‌هایی که می‌شد انجام داد را گسترش دهیم.

در جراحی قاعده جمجمه، به دلیل پیچیدگی بسیار زیاد به همکاری متخصصان رشته های مختلف نیاز است. چون تمامی عروقی که به مغز می رود و از مغز خارج می شود، از این ناحیه نیز عبور می کند. علاوه بر این 2 زوج 12 عصبی در مغز داریم که وظایف بسیار مهمی برعهده دارد. این اعصاب مهم نیز از استخوان قاعده جمجمه رد می شود. بنابراین وقتی توموری در ناحیه قاعده جمجمه ایجاد شود، این عروق و اعصاب تحت فشار قرار می گیرد و در نتیجه جراحی که قصد دارد چنین توموری را از داخل قاعده جمجمه خارج کند، باید بسیار دقیق، با احتیاط و تخصصی عمل کند چون کوچک ترین اشتباهی، موجب آسیب دیدن عروق و اعصاب می شود. جراحی قاعده جمجمه در واقع مستلزم همکاری تنگاتنگ 2 رشته خیلی مهم یکی جراحی مغز و اعصاب و دیگری جراحی گوش وحلق و بینی است. به همین دلیل هم در گذشته اطلاعات هریک از جراحان این دو رشته تا سطح قاعده جمجمه بود و از آن به بعد دیگر هیچ یک از این دو حوزه اطلاعاتی از ساختار درونی این بخش نداشتند.

عمل های من در ایران صرفا جنبه آموزشی داشته و برای نشان دادن فرآیند عمل به همکاران متخصص بوده است، این وظیفه من است که در زمینه تعلیم و تربیت و آموزش جوانان متخصص کشورم همکاری کنم مگر دکتر سمیعی چند دست دارد که بخواهد همه بیماران را خود عمل کند. در ناحیه قاعده ی جمجمه اگر عروق و اعصاب کوچک ترین آسیبی ببیند، بیمار به لحاظ حرکتی یا حواس پنج گانه دچار ناتوانی جبران ناپذیری خواهد شد. در واقع این جراحی احتیاج به اعمال یک نوع هنرمندی خاص توسط پزشک جراح دارد. چرا که هر نوع صدمه به این عروق و اعصاب می تواند به نابینایی، ناشنوایی یا فلج شدن بخشی از صورت بیمار بینجامد.البته در طول این 40 سال، تجربه مان بیشتر شده است و اکنون به خوبی می دانیم که به چه طریقی باید این تومورها را جراحی کنیم. اگر به عنوان مثال در ابتدای کار، به میزان 30 درصد شاهد بروز عوارض بعد از عمل بودیم، اکنون این عوارض به کمتر از 3 درصد رسیده است.

در برخی تصادفات احتمال دارد که قاعده جمجمه، دچار شکستگی شود. این شکستگی باعث ترشح آب مغز به خارج می شود که باید از وقوع آن جلوگیری کرد. در این حالت تنها باید از طریق جراحی قاعده جمجمه مغز وارد عمل شد. همچنین بیمارانی هستند که از عارضه «Malformation» یعنی نقص در شکل گیری جمجمه رنج می برند.به عنوان مثال یک تکه از قاعده جمجمه در این بیماران وجود ندارد، یا دچار بزرگی و کوچکی غیرعادی است، این موارد را هم می توان از این طریق ترمیم کرد.

عمل در زیر میکروسکوپ باعث شد، وارد محیط‌هایی شویم که در گذشته بدون میکروسکوپ خیلی خطرناک بودند و نمی‌توانستیم به آن نواحی دست بزنیم. یکی از این محیط‌ها، محیط قاعده جمجمه بود که در واقع به وجود آمدنش به کمک جراحی میکروسکوپی بود که توانستیم جراحی کنیم، بدون این‌که به بافت‌های اطرافش که مملو از عصب و مویرگ است، آسیب برسد.

همه جای بدن پیوند عصب زده ام.

مسئله مهمی که اخیراً روی آن کار می‌کنم، Brain maping یا نقشه مغز است، آنچه امروز ما از مغز انسان می‌شناسیم با آنچه 20 سال پیش می‌دانستیم خیلی متفاوت است، اصلاً قابل مقایسه نیست، آن زمان مغز انسان را فقط از نظر آناتومی می‌دیدیم که ناحیه‌هایی دارد و تا حدی می‌دانستیم که چه حرکت‌ها و مسئولیت‌هایی از انسان مربوط به کدام ناحیه مغز است ولی بعد از اینکه موضوع Brain mapig پیش آمد، فهمیدیم همان طور که انسان‌ها مختلف هستند، همان طور هم محل مسئولیت مغز و حرکات انسان در مغز در انسان‌های مختلف متفاوت است و نمی‌تواند برای همه انسان‌ها در یک جای ثابت باشد.

از این نظر در همه جراحی‌ها بررسی نقشه مغز قبل از عمل ضروری است زیرا نقاط حساس مغز در هر انسان با انسان دیگر متفاوت است و این موضوع پژوهش جدیدی در جراحی مغز و اعصاب شد که اکنون خیلی روی آن کار می‌کنیم.

تا زمانی که ندانیم در کجا هستیم و آن محلی که جراحی می‌کنیم چه مسئولیتی دارد، جراحی کامل نیست، وقتی که تشخیص ‌دهیم این ناحیه که عمل می‌کنیم چه خطراتی ‌و چه امکاناتی در آن وجود دارد در آن موقع جراحی مغز و اعصاب به سطح خیلی خیلی بالایی می‌رسد که یک جراح می‌تواند از قبل از عمل پیش‌بینی کند که عمل او چه خطراتی می‌تواند داشته باشد.

فلج شدن بهتر از اختلال در تفکر است

اسرار تفکر انسان، بسیار زیاد است، دستورات مغز فقط حرکات دست و پا نیست، تفکر انسان رول(‌نقش) اصلی را بازی می‌کند به طوری که هر انسانی حاضر است حتی فلج شود اما افکار او تغییر پیدا نکند و به هم نریزد، این صدمه بسیار بزرگی است که انسان نتواند افکارش را جمع و جور کند و این موضوع دانش جدیدی است که به عنوان کوکنتیو سرجری دنبال می‌شود.

این دانش هر روز پیشرفت می‌کند اما بعید می‌دانم روزی بتوانیم به تمام اسرار مغز دست پیدا کنیم و روبات‌هایی بسازیم که کاملاً بتوانند همه کارهای مغز را انجام دهند‌ ولی خیلی از امکانات مغز را می‌توان به دست آورد و در کامپیوترها جا داد، اگر چنین موقعیتی پیش آید شاید در آینده مغز انسان بتواند اندکی استراحت کند، کارهای عادی را ماشین انجام دهد و کارهای پیچیده را مغز انسان.
‌پروفسور سمیعی در پاسخ به این پرسش که ‌چقدر مغز انسان را می‌شناسید‌، گفت: این سوالی است که هیچ کس نمی‌تواند به آن جواب ‌دهد.‌‌

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 22:21  توسط رضا شهرابادی  | 

خواص زعفران

 

زعفران ، گياهی است چند ساله كه دارای پياز می باشد این پیاز دارای غلاف قهوه ای رنگی است. اين گياه در جنوب  غربی آسيا،  جنوب اسپانيا و جنوب  اروپا  روییده می شود. دارای ساقه و شش گلبرگ بنفش رنگ و 3 رشته كلاله قرمز رنگ می باشد. قسمت مورد استفاده گیاه زعفران کلاله نارنجی رنگ گل آن می باشد. كلاله  زعفران حاوی چربی، املاح معدنی و  موسيلاژ است. تکثير زعفران منحصرا توسط غده زير زمينی بنه ( کورم ) متداول است. عطر و بوی زعفران به علت وجود اسانس بی رنگ تروپن دار و يك تركيب اكسيژن دار و همراه با سينئول  به نام  سافرانال  می باشد. طعم زعفران مربوط به هيتروزيد تلخ پيكروكروسين است. رنگين بودن زعفران مربوط به وجود ماده ای به نام كروسين می باشد.

زعفران ماده غذایی با ارزشی است که به مقدار کم از گیاه زعفران بدست می آید در واقع از هر 100 تا 200 هزار گیاه زعفران، حدود 5 كيلوگرم گل زعفران بدست می آيد كه وزن 5 کیلوگرم زعفران تازه بعد از خشك شدن به يك كيلوگرم می رسد.

ارزش غذایی زعفران

زعفران چاشنی و رنگ دهنده غذا می باشد زعفران موجب كاهش چربی  و كلسترول خون می گردد. زعفران آرام بخش، اشتها آور، ضد اسپاسم، پيشگيری كننده از بيماريهای قلبی و سرطان، تقويت کننده حافظه و كاهش دهنده فشار خون است. از گیاه زعفران در درمان بیماری آسم، بيماريهاي پوستی، بیماری های چشم، عفونت ادراری، يرقان، پيش انداختن قاعدگی، رفع نفخ شكم ، درمان معده درد و درمان کم خونی استفاده می شود.

زعفران به هضم غذا کمک می کند و تقویت کننده معده می باشد و به عنوان مسکن بویژه در دردهای لثه کاربرد دارد.

زعفران گیاه ضد افسردگی

مصرف زعفران در پیشگیری از بروز افسردگی موثر است. بر اساس تحقیقات امروزی نیز نتیجه گرفته شده است که زعفران دارای خواص ضد افسردگی است و این در حالی است که بر اساس تب سنتی به زعفران خواص فرح بخشی و خنده آوری نیز نسبت داده اند. بر طبق نتایج این تحقیقات استفاده از زعفران در غذا و نوشیدن حداقل یك فنجان چای زعفران برای تمدد اعصاب توصیه می شود. زعفران افزایش دهنده تمرکز حواس است و در پیشگیری از آلزایمر و پارکیسون موثر می باشد زعفران در درمان دردهای عصبی و کم خوابی موثر می باشد.

زعفران عامل پیشگیری از کاهش دید در سالخوردگی

بر اساس تحقیقات مرکز دانشگاهی ایتالیا زعفران در تنظیم کارکرد سلولهای بینایی موثر است و سلولهای بینایی را در مقابل آسیبها محافظت می کند و از پیشرفت بیماریهای چشم جلوگیری می کند و موجب احیای سلولهای آسیب دیده چشم می شود. زعفران در درمان اختلالات لکه زرد شبکیه که در سنین سالخوردگی ایجاد می شود موثر است. مصرف زعفران در رژیم غذایی از پیشرفت بیماریهای ژنتیک چشم جلوگیری می کند و به همین علت مصرف متعادل آن به سالخوردگان و افراد مبتلا به بیماری های چشم توصیه می شود.

خواص ضد سرطانی زعفران

زعفران خواص ضد سرطاني دارا می باشد و به عنوان يك داروي ضد تومور و جمع كننده راديكالهاي آزاد عمل مي‌كند. بر اساس تحقیقات پزشکی ثابت شده است که مواد آنتی اكسیدان موجود در زعفران خواص ضد سرطانی دارا می باشند. بر اساس نتایج این بررسی بنظر می رسد که استفاده از زعفران، از بروز توالی های ژنی سرطان زا جلوگیری می كند و در ترمیم مولكول های دی ان ای آسیب دیده تاثیر بسزایی دارد

مضررات مصرف بی رويه زعفران:

مصرف بی رويه زعفران مضر می باشد و باعث استفراغ، كاهش ضربان قلب، خون ريزي از بيني، خون ریزی از پلك ها و لب و موجب سر گيجه، بي حالي، زردي پوست و عوارض خطرناك ديگر می شود که این عواقب حتی می تواند منجر به مرگ شود.

زعفران عامل سقط جنین و یا برطرف کننده سخت زایی :

رقیه و سحر کامران سامانی در پژوهش خود با موضوع درمان سخت زائی با مصرف زعفران در همایش زعفران داروی گیاهی هزاره سوم ارائه شد، نشان دادند که خوردن زعفران در زمان حاملگی، شخص را برای زایمان آسان آماده می کند. بر طبق پژوهش آنان مصرف زعفران در دوران بحرانی بارداری یعنی سه ماه اول که دوران تشکیل اندام‌ها ست می‌تواند به جنین صدماتی وارد نماید. مصرف زعفران در سه ماه اول حاملگی باعث افزایش هورمون پروستاگلاندین در رحم شده و اثرتحریکی مستقیم روی عضلات صاف رحم دارد و در  نتیجه احتمال سقط جنین را به همراه دارد اما مصرف متعادل آن پس از سه ماه اول دوران بارداری مفید است و مادر را برای زایمان آسان آماده می کند. زعفران موجب خاصیت ارتجاعی در نسوج رحم می گردد و زایمان را آسانتر می سازد.

زعفرانی که پس از سه ماه اول حاملگی مصرف شده است تاثیر خود را چند ساعت قبل از زایمان با شروع شدن درد و با دریافت عصبی گیرنده های درد و تولید هورمون پروستا گلاندین که درهنگام وضع حمل باعث انقباض ماهیچه های دیواره رحم می‌شوند و اثرتحریکی مستقیم روی عضلات صاف رحم و اثر شل کنندگی سرویکس دارد می‌ گذارد بنابراین با مصرف صحیح زعفران میزان پروستا گلاندین در رحم در زمان تولد نوزاد را افزایش داد و از سخت زائی جلوگیری کرد.

مقدار مناسب و مجاز مصرف زعفران در ماه:

مصرف سه گرم زعفران برای هر نفر در ماه بسیار سالم و سودمند می باشد و مصرف بیش از 5 گرم آن برای هر نفر در ماه مضر می باشد. اما مصرف 5 گرم زعفران در يك وعده غذائی می تواند منجر به مرگ انسان گردد.

نگهداری از زعفران:

زعفران را بايد دور از نور و رطوبت نگهداری کرد زعفران را درظروف شيشه اي يا فلزي دربسته نگهداري نمایید. توجه داشته باشید اسانس زعفران قابل تبخير شدن است، بنابر این درب ظرف زعفران را ببندید درصورت باز ماندن درب ظرف زعفران اثرات داروئی و کیفیت آن كاهش می یابد.

مصارف زعفران :

زعفران به مواد غذایی عطر و رنگ مخصوص می دهد و به همین جهت از زعفران در صنايع غذایی مانند سوسیس سازی، در شيرينی سازی مانند تهیه پودرهای کیک، در داروسازی مانند داروهای ضد افسردگی، در نساجی مانند رنگ کردن پارچه های ابریشمی، در تولید مشروبات الکلی و غیر الکلی بعنوان طعم دهنده طبیعی و در صنايع لبنی و غیره استفاده می شود.

بازار جهانی زعفران:

براساس آمارهای سازمان خواروبار جهاني فائو، ميزان توليد زعفران در جهان سالیانه حدود 210 تن است كه ايران با توليد ساليانه 184 تن ، حدود 81 درصد زعفران تولیدی جهان را به خود اختصاص داده است و اسپانيا با 12 درصد توليد جهاني پس از ايران در رتبه دوم  تولید زعفران قرار دارد با این همه ایران پس از اسپانیا بزرگترین صادر كننده زعفران در جهان می باشد
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 21:51  توسط رضا شهرابادی  | 

ترتیب و تفاوت ماهای قمری و شمسی

ردیف      نام            روزها

۱             ژانویه     ۳۱ January

۲             فوریه      ۲۸ یا ۲۹ February

۳             مارس      ۳۱ March

۴             آوریل      ۳۰ April

۵             مه            ۳۱ May

۶             ژوئن       ۳۰ June

۷             ژوئیه      ۳۱ July

۸             اوت         ۳۱ August

۹             سپتامبر    ۳۰ September

۱۰           اکتبر        ۳۱ October

۱۱           نوامبر     ۳۰ November

۱۲           دسامبر     ۳۱ December

ماه های میلادی

        بشر از ابتدای زندگی خود با مشاهده تغییرات آب و هوایی در طول زمان و تکرار پی در پی آن تصمیم گرفت که واحدهای زمانی را بر اساس همین تغییرات بنا کند تا برای ثبت و نشانه گذاری زمان به واحد ویژه و همگانی ای استناد کند. یکی از قدیمی ترین تقویم ها که زمان بندی تقویم میلادی کنونی بر آن بنا نهاده شده است، تقویم رومی است. این تقویم که در ابتدا بر اساس تغییرات ماه نوشته شده بود خود از تقویم یونانی تاثیر فراوانی گرفته بود. ماه هایی که سی روزه بودند به عقیده آن ها خوشبختی می آوردند و ماه هایی با بیست و نه روز طول نشانه ی بدبختی بودند. این تقویم در حدود 753 سال پیش از میلاد مسیح دچار تحولاتی شد و دیگر از تغییرات ماه پیروی نمی کرد و به طور ثابت از ده ماه که برخی 30 روزه و برخی دیگر 31 روزه بودند تشکیل می شد. این تقویم دارای 304 روز بود که 61 روز دیگر را به علت بودن در اوج سرما و نداشتن محصول و بسته شدن دست طبیعت نام گذاری نکرده بودند! یعنی ماه اول با آغاز بهار طبیعت شروع می شد و همان ماه مارچ بود. در سال 713 قبل از میلاد پادشاه وقت روم تغییراتی را در تقویم بوجود آوردند و با کم و زیاد کردن تعداد روزهای برخی از ماه ها دو ماه دیگر را نیز نامگذاری کرد (ژانویه و فوریه) و به فوریه که در اوج سرما و بد یمنی برای آن ها بود تعداد روز 28 که عددی نحس در آن زمان بود را اختصاص داد که تا همین امروز هم تنها ماه کمتر از 30 روز در تقویم میلادی همین ما فوریه است و یک روز اضافی در سال های کبیسه در همین ماه منظور می شود. تقویم میلادی در طول زمان تغییرات دیگری کرد که از بیان آن ها صرف نظر می کنیم.

      ماه های میلادی هر کدام دارای معانی خاصی هستند که بیشتر آن ها ریشه در نام های الهه های اسطوره های رومی دارند که در ادامه به اختصار به آن ها می پردازیم:

١- January  ماه ژانویه از نام الهه ی گشایش و آغاز (ژانوس) گرفته شده است و همان گونه که بیان شد بعد از اصلاح تقویم به ماه های پیشین اضافه شد. و در حدود سال 153 قبل از میلاد مسیح به عنوان اولین ماه سال در تقویم قرار گرفت. کلمه درب در لاتین ianua معنی می شود و ماه ابتدایی سال نیز دری است بر آغاز سال نو.

٢-February   از کلمه لاتین februum  مشتق گرفته شده است که به معنای purification یا همان تصفیه و پاک سازی است. علت انتخاب مراسم مذهبی ای بود که رومیان در 15 این ماه برای پاک سازی روح خود انجام می دادند. در تقویم گریگورى که تقویم میلادی امروزی بیشترین شباهت را به آن دارد این ماه از ماه آخر سال به دومین ماه سال تغییر مکان داد.

٣- March سومین ماه در تقویم گریگوری و اولین ماه در تقویم روم باستان. از نام الهه جنگ یعنی مارس گرفته شده است. رومی ها اعتقاد داشتند که این ماه به علت آغازگر بهار بودن به جنگ سرما می رود و بر آن غلبه می کند. انگلیسی ها تا سال 1752 میلادی این ماه را اولین ماه سال می دانستند و در روز 25 آن جشن سال نو می گرفتند.

۴- April ماهی سی روزه است احتمالاً از کلمه لاتین aperire که به معنای باز شدن است گرفته شده است. از آن رو که در این ماه درختان دوباره روییده می شود و گل ها باز می شوند.

۵- May از یک الهه یونانی به نام Maia که الهه ی حاصل خیزی و باروری بوده است گرفته شده است. در نظریه ای دیگر این نام از کلمه یونانی maiores گرفته شده است که به معنی بزرگترها است.

۶- June از نام Juno که  الهه ی ازدواج بوده و زن ژوپیتر بوده اقتباس شده و نظریه ای دیگر آن را برگرفته از کلمه لاتین iuniores به معنای کوچکترها می داند.( در مقابل ماه می)

٧- July در ابتدا نام آن در روم باستان Quintilis بوده به معنای پنجمین ولی پس از تغییر در ترتیب ماه ها به افتخار جولیس سزار که در این ماه بدنیا آمده است، این ماه را به نام او کردند.

٨- August   در ابتدا نام آن در روم باستان Sextilis  بوده به معنای ششمین ولی به همان دلیل چند بار ذکر شده به افتخار Augustus که اولین پادشا روم بوده است در سال 8 قبل از میلاد مسیح این ماه را نام او کردند.

٩- September از کلمه septem به معنی هفت آمده است که به معنای هفتمین است. چهار ماه آخر سال با وجود جابجایی دیرینه ای که در ترتیب سال ها صورت گرفت کماکان از اعداد ترتیبی مشتق شده اند.

١٠- October از کلمه Octo که به معنای هشت است گرفته شده است.

١١- November از کلمه novem  که به معنای نه است گرفته شده است.

0-                                December آخرین ماه سال و دهمین ماه روم باستان از کلمه Decem به معنای ده مشتق گرفته شده است.

 

ترتیب ماه های قمری رو با این شعر یاد بگیرید:

وز محرم که گذشتی، بودت ماه صفر                   دو ربیع و دو جمادی، ز پس یکدیگر

رجب است از پی شعبان،رمضان ،شوال               ز پس ذی القعده و ذی الحجه، نما نیک نظر.

 

شعر رو که حفظ کردید، با انگشتاتون بشمارید،ماه رمضان میشه ماه نهم.

تبدیل سال قمری به شمسی و بالعکس:

یادتون باشه که هر سال قمری 10 روز و 21 ساعت از سال شمسی کوتاه تره.

 

سال قمری در مقایسه با سال شمسی 42 سال بیشتر گذشته.

برای تبدیل سال شمسی به قمری، سال شمسی رو با عدد 42 جمع کنید، سال قمری به دست می یاد.

مثال: سال 1386 هجری شمسی، چه سالی از هجری قمری است؟

1386+42=1428 هجری قمری

تبدیل سال قمری به شمسی: سال قمری رو از عدد 42 کم کنید، سال شمسی به دست می یاد.

مثال: سال 1428 هجری قمری ، چه سالی از هجری شمسی است؟

1428-42=1386 هجری شمسی

 

تبدیل سال شمسی به میلادی و بالعکس:

یادتون باشه که روزها و ماه های شمسی و میلادی در تمام سال ها یکسانه و تغییر نمی کنه. مثلاً اگر به تقویم 10 سال پیش هم نگاه کنید، اول فروردین، 21 مارس و اول ژانویه 11 دی ماه هستش.

برای تبدیل سال شمسی به میلادی، چنانچه روز مورد نظر بین اول فروردین تا 11 دی باشه، عدد 621 و اگر روز مورد نظر بین 11 دی تا آخر اسفند باشه، عدد 622 را به سال شمسی اضافه می کنیم تا سال میلادی به دست آید.

مثال1: 15 خرداد 1342 را به میلادی تبدیل کنید؟

1342+621= 1963

روز 15 خرداد رو اگر در تقویم نگاه کنید 5 ژوئن است. پس 15 خرداد 1342 معادل 5 ژوئن 1963 است.

مثال2: 22 بهمن 1357 را به میلادی تبدیل کنید؟

1357+622=1979

روز 22 بهمن رو اگر در تقویم نگاه کنید 11 فوریه است. پس 22 بهمن 1357 معادل 11 فوریه سال 1979 است.

تبدیل تاریخ میلادی به هجری شمسی:

چنانچه روز مورد نظر بین اول ژانویه تا 21 مارس باشه عدد 622 و اگر عدد مورد نظر بین 22 مارس تا آخر دسامبر باشه عدد 621 را از سال میلادی کسر میکنیم.

مثال1 : 26 ژانویه(6 بهمن) 1978 میلادی(روز امضای ننگین کمپ دیوید) مطابق با چه سالی از هجری شمسی است؟

1978-622= 1356

مثال2: 6 آگوست(15 مرداد) 1945(روز بمباران اتمی هیروشیما) مطابق چه سالی از هجری شمسی است؟

1945-621= 1324

محرم، صفر، ربیع‌الاول، ربیع‌الثانی، جمادی‌الاول، جمادی‌الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و ذیحجه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 21:32  توسط رضا شهرابادی  | 

Impact Factor

Impact Factor، اولين بار در سال 1995 توسط گارفيلد بنيان‌گذار موسسه ISI مطرح شد. Impact Factor را ضريب يا عامل تاثير و نيز شاخص اثرگذاري ترجمه کرده‌اند. شاخص اثرگذاري يكي از سه شاخص استاندارد مؤسسه اطلاعات علمي (ISI) و از مهم‌ترين شاخص‌هاي مطرح در حيطه علم‌سنجي مي‌باشد. Impact Factor به صورت ميانگين تعداد ارجاعات به يك‌مورد قابل استناد نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، شماره اختراع، يادداشت و چكيده در يك مجله علمي در طول يك دوره زماني معين‌ تعريف‌ شده ‌است.
Impact Factor چگونه محاسبه می‌شود؟

 Impact Factor فقط درمورد نشريات نمايه‌شده در بانک اطلاعاتی Web of Science و توسط موسسه ISI محاسبه و منتشر می‌شود. به‌اين ترتيب فقط مجلات ISI دارای Impact Factor واقعی هستند.
Impact Factor يك مجله در يك سال مشخص، از تقسيم تعداد مقالات ارجاع‌کننده (استنادات) به مقالات منتشرشده آن مجله در دو سال قبل از آن، بركل مقالات منتشر شده در آن مجله در همان دوره زماني دوساله به دست مي‌آيد. به طور مثال براي تعيين Impact Factor مجله A در سال 2004 به‌ترتيب زير عمل می‌شود:


مجموع تعداد استنادات (ارجاعات) به مقالات نشرشده مجله
A در سال 2002 و 2003

تعداد مقالات منتشر شده مجله A در سال 2002 و 2003


به اين ترتيب ميانگين فراواني استناد به يك مقاله در مجله مورد نظر محاسبه مي‌گردد. به عبارت ديگر و در يک نمای ساده، Impact Factor بيان‌گر آن است که به طور متوسط، هرمقاله منتشر شده در يک مجله چند بار مورد ارجاع قرار گرفته است. (در يک بازه زمانی دو ساله)


Impact Factor مجلات را از کجا می توان بدست آورد؟

همان‌طور که از فرمول فوق مشخص است، ضريب تاثير يک نشريه، معمولا با يک فاصله زمانی دوساله منتشر می‌شود
مزايا و معايب
Impact Factor ؟

Impact Factor يا عامل تأثير هرچند كه مي‌تواند معياري براي سنجش كيفيت نشريات باشد اما به دليل محدوديت‌هاي كه دارد نبايد آن را به تنهايي شاخصی برای ارزشيابی و سنجش كيفيت مجلات دانست. به‌هرحال امروزه Impact Factor يكي از مهم‌ترين و درعين‌حال پركاربردترين شاخص‌هاي ارزيابي مجلات از سوي مؤسسه اطلاعات علمي (ISI) در نظر گرفته شده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 21:27  توسط رضا شهرابادی  |